Javascript DHTML Drop Down Menu Powered by dhtml-menu-builder.com

.:: به سایت اداره كل میراث فرهنگی ،صنایع دستی و گردشگری استان کردستان خوش آمدید . ::.   

ادبیات شفاهی

   

 

ترانه‌هاي‌ مذهبي‌

ترانه‌هاي‌ كار

ترانه‌هاي‌ خانقاهي

مولودي‌ خواني

نواي عزاداري

لالايي

ترانه‌هاي‌ محلي‌ و اشعار مذهبي‌

ضرب‌المثل‌ها

.............................................................................................................

كردستان‌ سرزمين‌ ترانه‌ها و آهنگ‌هاست‌ و در هر منطقه‌ آن‌ صدها آهنگ‌، ترانه‌، بيت‌ و لالايي‌ وجود دارد اين‌ ترانه‌ها با رنگ‌هاي‌ شاد و گوناگون‌ نوازشگر اهل‌ دل‌ است‌.

 

ترانه‌هاي‌ مذهبي‌

سرچشمه‌ ترانه‌ به‌ مذاهب‌ اوليه‌ انسان‌ يعني‌ به‌ دوره‌ ميتراييسم‌ مي‌رسد و ترانه‌هاي‌ مذهبي‌ بر كار و كشاورزي‌ مقدم‌ است‌ از اين‌رو دو مقام‌ مشهور موسيقي‌ كردها يعني‌ حيران‌ و لاووك‌ به‌ دوره‌هاي‌ پيش‌ از اسلام‌ نسبت‌ داده‌ مي‌شود.

 

ترانه‌هاي‌ كار

اين‌ ترانه‌ها نيز از قدمت‌ ديرين‌ برخوردارند اين‌ ترانه‌ها از آرزوهاي‌ انسان‌ها، زندگي‌ و آينده‌، شادي‌ها و رنج‌ها و بالاخره‌ اميد، تلاش‌ و پويندگي‌ سخني‌ مي‌گويد. در فولكور كردي‌ ترانه‌هاي‌ عروسي‌، رقص‌، مشك‌زني‌، خرمن‌كوبي‌ و دوشيدن‌ گاو وجود دارد. اشعار اين‌ ترانه‌ها و واژه‌هاي‌ آن‌ از زبان‌ ساده‌ترين‌ انسان‌ها گرفته‌ شده‌ و تصويري‌ طبيعي‌ از احساسات‌ دلدادگان‌ جوان‌ را بيان‌ مي‌كند.

 

ترانه‌هاي‌ خانقاهي‌

از بخش‌هاي‌ اساسي‌ آوازهاي‌ كردي‌، ترانه‌هاي‌ خانقاهي‌ است‌. دراويش‌ كرد آنگاه‌ كه‌ از شقاوت‌ بي‌امان‌ روزگار و تبعيض‌هاي‌ ناروا به‌ ستوه‌ مي‌آيند براي‌ رهايي‌ از نامردي‌ها و زرق‌ و برق‌ دنياي‌ مادي‌، سر بر آستان‌ خانقاه‌ مي‌سايند، موهاي‌ بلند را رها مي‌كنند و هماهنگ‌ با ذكر «لاالله‌ الالله‌» و نواي‌ پرطنين‌ دف‌ و ني‌ و خواندن‌ اشعار عرفاني‌، به‌ خلسه‌ فرو مي‌روند، به‌ تزكيه‌ روح‌ خود مي‌پردازند و از پير و مرشد خويش‌ طلب‌ ياري‌ مي‌جويند.

 

مراسم مولودي‌خواني در كُردستان

رويا اميري

مراسم مولودي‌خواني از قديم‌الايام در كُردستان مرسوم بوده و بسيار باشكوه و پرشور و شوق برگزار مي‌شود. اكثر اقشار جامعه زن و مرد پير و جوان، غني و فقير در آن شركت مي‌كنند و از يك طعام مي‌خورند. هماهنگ و همنوا، گوش جان به نغمه‌هاي زيباي مراسم سپرده و جزيي از كل مي‌گردند. مكان اجراي مراسم را با شمع و انواع چراغ منور مي‌سازند. عود مي‌افروزند تا فضاي محيط معطر شود. بر روي سر و دست اهل مجلس گلاب مي‌پاشند و مجلسيان صلوات گويان تشكر مي‌كنند. با وسايل تزييني محل را زينت داده و با نقل و شيريني و شربت و غذا از حاضران پذيرايي مي‌كنند.

يكي از جلوه‌هاي جالب و زيباي موسيقي مذهبي را در كُردستان مي‌توان در ماه ربيع الاول كه در ميان عام‌یه مردم به ماه مولود «ميلاد حضرت محمد (ص )» مشهور است مشاهده كرد. در استان كُردستان بيش از سه هزار مسجد و تكيه وجود دارد كه به جز ماه ربيع‌الاول در يك ماه حداقل يك مولودي در مساجد براي تازه‌تر كردن عهد و پيمان‌شان با خداوند و حضرت ختمي مرتبت محمد مصطفي (ص ) برگزار مي‌شود و در ماه ربيع‌الاول (ماه مولود) نيز در تمامي مساجد و اكثر منازل مراسم مولودي خواني برگزار خواهد شد.

در كتاب مولود‌نامه و معراج‌نامه‌ی ملا عبدالكريم مدرس در مورد تاريخ و سنت حسنه مولودي‌خواني نوشته است: «عيد مولود پيغمبرصلي الله عليه و سلم از سه قرن بعد از هجرت در بين مسلمانان پيدا شد و از آن تاريخ در بين مسلمانان در شهر و روستاها همه ساله روز دوازدهم ماه مولود جشن گرفته شد».

اولين پادشاهي كه جشن مولود را برگزار كرده است مظفر ابوسعيد پادشاه اربيل (هه‌ولير) عراق بوده است. اين ذات ارجمند احترام زيادي براي جشن مولود قايل بوده و در هر جشن مولودي مسلمانان را دور هم جمع كرده است.

مي‌توان دريافت كه به جز از مدح و ثناي حضرت محمد (ص )، در اين مراسم و پذيرايي از حاضران، مجلس سماع نيز فراهم آمده است. زندگينامه‌ی مشايخ نيشابور در سده‌ی چهارم هجري نشان مي‌دهد كه در اين روزگار نيز چنين مجالسي مرسوم بوده و طبق برنامه در روزهايي از هفته و در زمان و مكاني معين برپا مي شده است. درباره‌ی مشايخ نيز چنين اطلاعاتي در دست است و گمان مي‌رود كه اين ترتيب در همه جا برقرار بوده و بيشتر كساني كه در اين مجالس حضور مي‌يافتند از اقشار كم درآمد و پيشه‌وران شهرها بوده‌اند.

مطالبي كه در مولود‌نامه خوانده مي‌شود از سخنان و اشعار گويندگان و سرايندگاني است كه به همين منظور آثاري را پدید آورده‌اند و تعداد آن‌ها نیز فراوان است.

بعضي از طلبه‌هاي مستعد كه داراي ذوق شعري هستند به شكرانه‌ی اجازه گرفتن يعني ملبس شدن به لباس روحانيت به سرودن يك مولودنامه براي حضرت محمد (ص ) اقدام کرده‌اند. مولودي خواني در كردستان معمولاً به منظور يكي از اهداف ذيل برگزار مي‌شود:

1 ـ صرفاً به عنوان جشن يا سنتي حسنه و اداي يك وظيفه‌ی ديني

2ـ نذر براي رفع مشكلي قبل يا بعد از آن؛ مثلاً طلب شفا براي مريض يا به شكرانه بازگشت سلامتي يا رهايي از تصادفات يا بلايي بزرگ، آزاد شدن اسير يا زنداني، به شكرانه‌ی پايان تحصيلات يا خدمت سربازي يا احداث ساختمان يا پايان كار درو در روستاها و برداشت محصول، به دست آوردن نعمتي چون تشكيل زندگي زناشويي يا تولد فرزند و شغلي مناسب و موارد مشابه.

در اين مراسم ابتدا چند آيه از قرآن مجيد تلاوت مي‌شود، بعد از بيان مقدمه‌یی، فصلي از «قصيده برديه» خوانده مي‌شود، اين اولين و معمولي‌ترين آهنگ مولودخواني است. همه آن را مي‌دانند و هم‌زبان و هم‌صدا در نوبت خود، شعرهاي سربند را تكرار مي‌كنند. اين آهنگ به وسيله دف، تاس، دوطبله و گاهي شمشال همراهي مي‌شود. بعد از پايان آهنگ، سخنران بحثي را آغاز مي‌كند كه محتواي آن عظمت قرآن يا شخصيت و رسالت پيامبر (ص) يا هر مطلب ديني ديگر است كه بيشتر جنبه‌ی تشويق مسلمانان براي تازه كردن عهد و پيمان‌شان با خدا را دارد و دادن تعهد دو باره به حضرت محمد (ص) كه اصل و فلسفه و حكومت مولودي است. اگر در اجراي دستورات الهي سستي و ركودي روي داده است، تجديد ميثاق كرده تا دل‌ها از خواب غفلت بيدار شوند و اعمال خود را با اوامر حضرت محمد (ص) تطبيق دهند و از گمراهي و هر آن‌چه مقام انسان را تنزل مي‌دهد نجات يابند.

بعد از آن موضوع اصلي مولود نامه شروع مي‌شود و آن تاريخچه‌يي است قبل از تولد حضرت، يعني ازدواج پدر و مادر ايشان و بعد از تولد، دوران كودكي و نوجواني و جواني و شناخت خدا و عبادات و چگونگي بعثت و نيز يادآوري اين‌كه حضرت مدت 13 سال در مكه ايمان و عقيده و باور را در قلب و روح مردم نهاد؛ «دعوت به اسلام » و بيان اذيت و آزار مشركين و كفار كه حضرت بسياري از ياران را به اطراف مي فرستد و بعد خود نيز هجرت مي‌فرمايند و در نهایت اسلام حکومت می‌کند.

در پايان با خواندن خطبه «الوداع» كه آخرين خطبه‌ی پيامبر (ص) است، حاضران به احترام حضرت به پا مي‌خيزند و رو به قبله ايستاده آهنگ «يا محمد مصطفي» را مي‌خوانند و نيز براي حاضران، شفاي بيماران، ترقي اسلام و موارد ديگر به طور دسته جمعي در فضايي سرشار از سرور و قلب‌هايي پر از محبت، ايمان و معنويت و اخلاص به پيغمبر (ص)، دسته جمعي دعا خوانده مي‌شود.

 

 

نواي عزاداري

زنان‌ ميان‌ سال‌ هنگام‌ عزاداري‌ آهنگي‌ به‌ نام‌ «لاونوره‌» را براي‌ بازماندگان‌ فرد رفته‌، سر مي‌دهند.

 

لالايي‌

مادران‌ براي‌ خواباندن‌ كوكان‌ خود لالايي‌ مي‌خوانند اين‌ لالايي‌ها از بي‌وفايي‌هاي‌ مي‌گويد اما مفهوم‌ لغوي‌ ترانه‌ها سرشار از عشق‌ مادر به‌ كودك‌ و آرزوهايي‌ خوش‌ براي‌ فرداي‌ اوست‌. مادر در حين‌ خواباندن‌ كودك‌ آموزش‌ روح‌ فرزند خود را مد نظر دارد و او را با ريتم‌ و وزن‌ كه‌ اساس‌ زندگي‌ آينده‌ او بر آن‌ استوار است‌. آشنا مي‌سازد در قالب‌ اين‌ لالايي‌ها آينة‌ تمام‌ نماي‌ فرهنگ‌ قوم‌ كرد است‌.

لالايي‌ در لهجه‌ كردي‌ «لاي‌، لاي‌» يا «لاوه‌، لاوه‌» گفته‌ مي‌شود. «لاو» به‌ معني‌ طفل‌ است‌ و «لاوه‌» به‌ معني‌ برو كنار از مصدر «لاوندن‌» در لالايي‌ پايگاه‌ و نظام‌ اجتماعي‌ مادر، و از طريق‌ آن‌ درد و رنجي‌ كه‌ منتقل‌ مي‌شود، داراي‌ نقش‌ اساسي‌ است‌. در هر حال‌ لالايي‌ بر پاية‌ اعتقادات‌ محكم‌ مذهبي‌ بنا شده‌ و مادر براي‌ سلامت‌ فرزندش‌ از خداوند و گاه‌ از امامزادة‌ ولايت‌ خود كمك‌ مي‌گيرد. مادر اين‌ احساسات‌ رادر قالب‌ شعر ادا مي‌كند:

الله‌ بوبكم‌ توخوا

باروله‌ كوسه‌ هجيج‌ نگادارت‌ بي‌

الله‌ لاي‌ كورپه‌ لاي‌ روله‌ لاي‌

يعني‌ براي‌ تو اي‌ فرزندم‌ تا كوسه‌ هجيج‌ نگهدارت‌ باشد. كوسه‌ هجيج‌ زيارتگاه‌ پيري‌ است‌ كه‌ به‌ اعتقاد اهالي‌، برادر امام‌ رضا (ص‌) و صاحب‌ كرامات‌ بسيار است‌.

در بعشي‌ از نقاط‌ كردنشين‌ لالايي‌هايي‌ با مضمون‌هاي‌ خاص‌ براي‌ فرزندان‌ خوانده‌ مي‌شود تا كودك‌ از درون‌ گهواره‌ براي‌ جدال‌ با زندگي‌ آمادگي‌ يابد. از آنجا كه‌ انسان‌ روستايي‌ وابسته‌ به‌ زمين‌ است‌ و زمين‌ پشتوانة‌ عظيم‌ مادي‌ و معنوي‌ او محسوب‌ مي‌شود كه‌ به‌ نيروي‌ كار انساني‌ مي‌توان‌ از آن‌ بهره‌ گرفت‌، اين‌ نيروي‌ كار در خانواده‌ در واژه‌ «كور» يا «پسر» خلاصه‌ مي‌شود.

 

ترانه‌هاي‌ محلي‌ و اشعار مذهبي‌

بخش‌ مهمي‌ از فولكلور كردي‌ در ترانه‌هاي‌ بومي‌ و محلي‌ تجلي‌ مي‌يابد كه‌ مانند داستان‌هاي‌ غنايي‌، ريشه‌ در فرهنگ‌ اقوام‌ دارد. سابقة‌ تاريخي‌ ترانه‌هاي‌ حتي‌ به‌ نخستين‌ روزهاي‌ زندگي‌ قبيله‌اي‌ و غارنشيني‌ مي‌رسد. تصاوير اين‌ اشعار از بافت‌ زندگي‌ اجتماعي‌ و توليدي‌ در چهارچوب‌ نظام‌ شباني‌ و دام‌داري‌ الهام‌ مي‌گيرد.

نمونه‌اي‌ از اين‌ ترانه‌ها كه‌ توسط‌ زنان‌ خوانده‌ و منتل‌ مي‌شود، ترانه‌اي‌ است‌ كه‌ در هنگام‌ مشك‌زني‌ خوانده‌ مي‌شود:

هاي‌ ماله‌ بابم‌ مه‌ شكه

مه‌ شكه‌ م‌ مه‌ شكه‌ م‌ مانگايه‌

دخه‌ ي‌ ژيني‌ ثه‌ و ره‌ عنايه

وه‌ ك‌ پاله‌ واني‌ وايه‌

هه‌ ي‌ ماله‌ بابم‌ مه‌ شكه‌

نه‌ وه‌ نه‌ و رو به‌ هاره‌

مه‌ شكه‌ م‌ روني‌ به‌ باره

چه‌ نده‌ جوانه‌ چه‌ نده‌ له‌ باره‌

يعني‌:

خانه‌ پدري‌ام‌ مشك‌ است‌

مشك‌ من‌ مشك‌ ماده‌ گاو است‌

آن‌ را به‌ هم‌ مي‌زند آن‌ دختر زيبا

به‌ مانند پهلواني‌ مي‌ماند

خانه‌ پدري‌ام‌ داراي‌ مشك‌ است‌

بنگر امروز بهار است‌

و بار مشك‌ من‌ روغن‌ است‌

وه‌ كه‌ زيبا و با طراوت‌ است‌.

زنان‌ كرد وقت‌ بافتن‌ قالي‌ و گليم‌ اشعاري‌ مي‌خوانند كه‌ به‌ آن‌ «به‌رته‌ونانه‌» مي‌گويند. اين‌ اشعار سرشار از مفهوم‌ احساسي‌ خواننده‌ است‌ كه‌ از روزگار خود شكايت‌ دارد. اين‌ اشعار را مي‌توان‌ رنج‌نامه‌اي‌ دانست‌ كه‌ عروس‌ها در خانة‌ شوهر سر مي‌دهند.

از ديگر اشعار زايج‌ كه‌ توسط‌ زنان‌ خوانده‌ مي‌شود، ترانه‌ «لون‌ هواران‌» است‌. اين‌ ترانه‌ نيز حكايت‌ از رنج‌ و فراق‌ زنان‌ دارد و ضمن‌ توصيف‌ زيبايي‌هاي‌ منطقه‌، بر ارزش‌ها و هنجارها تاكيد مي‌كند. اين‌ ترانه‌ را زنان‌ وقت‌ دوشيدن‌ شير، يا در حالي‌ كه‌ مشك‌ بر پشت‌ راه مي‌روند و يا نخ‌ مي‌ريسند، مي‌خوانند.

 

ضرب‌المثل‌ها

زمانت‌ ره‌ مه‌ ت‌ بي‌ سه‌ رت‌ سلامه‌ ته‌

يعني‌: زبانت‌ آرام‌ بگيرد، سرت‌ سلامت‌ است‌.

كه‌ ته‌ كه‌ و ته‌ زاريك‌ ده‌ كه‌ ويته‌ شاريك‌

يعني‌: وقتي‌ حرف‌ به‌ دهان‌ افتاد، در يك‌ شهر نيز رايج‌ مي‌شود.

له‌ ناليشي‌ ده‌ وله‌ بز ياريج‌

يعني‌: يكي‌ به‌ نعل‌ بزن‌ يكي‌ به‌ ميخ‌

گوشتي‌ راين‌ خوم‌ ئه‌ خوه‌م‌ و منتي‌ قه‌ساب‌ ناكشيم‌

يعني‌: گوشت‌ ران‌ خودم‌ را مي‌خورم‌ ولي‌ منت‌ قصاب‌ را نمي‌كشم‌

گاو سن‌ له‌ چاوي‌ خوي‌ دانابيني‌ ده‌ رزي‌ له‌ چاوي‌ خه‌ لكائه‌ بيني‌

يعني‌: گاوآهن‌ را در چشم‌ خود نمي‌بيند سوزن‌ را در ديگران‌ مي‌بيند.

له‌ هه‌ر لاييكوباي‌ بيت‌ شه‌ن‌ ئه‌ كات‌

يعني‌: از هر طرف‌ كه‌ باد بوزد او خرمن‌ را باد مي‌دهد.

وه‌ ك‌ كاسه‌ي‌ چاور هيچ‌ ناگريته‌ خوس‌

يعني‌: كاسة‌ چرب‌ هيچ‌ چيز به‌ خودش‌ نمي‌گيرد.

خوا نجار نيه‌ تخت‌ تاشي‌

يعني‌: خداوند نجار نيست‌ اما تخته‌ تراش‌ است‌.