a Untitled Document
    Javascript DHTML Drop Down Menu Powered by dhtml-menu-builder.com

.:: به سایت اداره كل میراث فرهنگی ،صنایع دستی و گردشگری استان کردستان خوش آمدید . ::.   

 

     

 

 پوشاك‌ مردان‌ و زنان‌ كرد شامل‌ تن‌پوش‌، سرپوش‌ و پاي‌افزار است‌. ساخت‌ و كاربرد هريك‌ از اين‌ اجزا، بسته‌ به‌ فصل‌، نوع‌ كار و معيشت‌ و مراسم‌ و جشن‌ها با يكديگر تفاوت‌ دارد. هرچند پوشاك‌ نواحي‌ مختلف‌ كردستان‌ مانند اورامان‌، سقز، بانه‌، گروس‌، سنندج‌، مريوان‌ و... متفاوت‌ است‌، اما از نظر پوشش‌ كامل‌ بدن‌، همه‌ با هم‌ يكسان‌ هستند. پيش‌ از ورود پارچه‌، كفش‌هاي‌ خارجي‌ و ساير محصولات‌ داخلي‌ به‌ استان‌ كردستان‌، بيشتر پارچه‌ها و نيز پاي‌افزار مورد نياز توسط‌ بافندگان‌ و دوزندگان‌ محلي‌ بافته‌ و ساخته‌ مي‌شد.

 از نظر بافت‌ پارچه‌، منطقه‌ سقز و از نظر ساخت‌ پاي‌افزار «گيوه‌» يا «كلاش‌» و «كالي‌» اورامانات‌ و آبادي‌هاي‌ پيرامون‌ كوهستان‌ شاهو مانند هجيج‌، نودشه‌ و آبادي‌هاي‌ نوسود شهرستان‌ پاوه‌ چون‌ ميريه‌، خانه‌دره‌، مژگان‌، مزوي‌ و وزلي‌ از عمده‌ترين‌ نواحي‌ بافت‌ و صدور پارچه‌ و پاي‌افزار در استان‌ به‌ شمار مي‌رفتند. جولايي‌ و بافت‌ پارچه‌ و انواع‌ منسوجات‌ مانند بوزو، برمال‌، جاجم‌، بره‌، پوشمين‌، موج‌، جوراب‌، دستكش‌، زنگال‌ و كلاء به‌ عنوان‌ حرفه‌ يا كار جنبي‌ بخشي‌ از آبادي‌ نشينان‌ مناطق‌ مختلف‌ كردستان‌ محسوب‌ مي‌شد.

 پوشاك‌ مردان‌

 لباس‌ مردان‌ كرد عبارت‌ است‌ از:

 چوخه‌: نيم‌تنه‌اي‌ پنبه‌اي‌ يا پشمي‌ است‌ كه‌ در ناحيه‌ سقز، بانه‌ و مريوان‌ به‌ آن‌ «كوا» مي‌گويند و درسنندج‌ آن‌ را «چوخه‌» مي‌نامند.

 پانتول‌: شلواري‌ گشاد با دم‌پاي‌ تنگ‌ است‌ كه‌ «رانك‌» نيز ناميده‌ مي‌شود.

 ملكي‌: نيم‌تنه‌اي‌ بدون‌ يقه‌ است‌ كه‌ از پايين‌ نيم‌تنه‌ تا بالا به‌ وسيله‌ دكمه‌ بسته‌ مي‌شود.

 لفكه‌ سوراني: پيراهني‌ با آستين‌ فراخ‌ و بلند و زبانه‌اي‌ مثلث‌ شكل‌ در انتهاي‌ آستين‌ است‌ كه‌ آن‌ در حال‌ عادي‌ دور مچ‌ يا بازو مي‌پيچند.

 شال: كه‌ به‌ آن‌ «پشتون‌» و «پشتينه‌» نيز مي‌گويند، پارچه‌اي‌ است‌ تقريباً به‌ طول‌ 3 تا 10 متر كه‌ بر روي‌ لباس‌ در ناحيه‌ كمر بسته‌ مي‌شود.

 دستار: يا «كلاغه‌» كه‌ به‌ آن‌ «دشلمه‌»، «مندلي‌»، «رشتي‌»، و «سروين‌» (سربند) نيز يم‌ گويند و مردان‌ به‌ جاي‌ كلاه‌ از آن‌ استفاده‌ مي‌كنند.

 فرنجي‌: يا «فره‌جي‌» كه‌ ويژه‌ مردان‌ ناحيه‌ اورامانات‌ است‌ و از نمد ساخته‌ و آماده‌ مي‌شود.

 كله‌ بال: نوعي‌ از نمد پوششي‌ است‌ كه‌ چوپانان‌ در مناطق‌ چراي‌ گله‌ در صحرا استفاده‌ مي‌كنند.

 پوشاك‌ زنان‌ 

 

 

لباس‌ زنان‌ كرد عبارت‌ است‌ از:

 

 جافي‌: شلواري‌ همانند شلوار مردان‌ است‌. اين‌ شلوار را زنان‌ كرد، به‌ ويژه‌ زنان‌ روستايي‌، هنگام‌ كار مي‌پوشند. در ساير مواقع‌، زنان‌ شلوار گشاد از جنس‌ حرير به‌ پا مي‌كنند.

 كلنجه‌: نيم‌تنه‌اي‌ است‌ كه‌ روي‌ پيراهن‌ بلند مي‌پوشند و رد اورامان‌ آن‌ را «سوخمه‌» مي‌نامند و از پارچه‌ زري‌ يا مخمل‌ دوخته‌ مي‌شود.

 شال‌: از پارچه‌اي‌ زيبا بر ريو لباس‌ در ناحيه‌ كمر بسته‌ مي‌شود.

 كلاو: يا كلاه‌ كه‌ از جنس‌ مقوا و به‌ شكل‌ استوانه‌اي‌ كوتاه‌ است‌ كه‌ آن‌ را با پولك‌هايي‌ رنگين‌ به‌ صورت‌ بسيار زيبايي‌ تزيين‌ مي‌كنند.

 كلكه‌: روسري‌ يا دستاري‌ است‌ كه‌ به‌ جاي‌ كلاه‌ مورد استفاده‌ زنان‌ قرار مي‌گيرد كلكه‌ داراي‌ رشته‌ بلندي‌ از ابريشم‌ سياه‌ و سفيد با مليله‌دوزي‌ است‌.

 خوراك

 مردم‌ كردستان‌ به‌ دليل‌ شيوه‌ معيشت‌ مبتني‌ بر دام‌داري‌، زراعت‌، باغ‌اري‌، و زنبورداري‌، از گياهان‌ طبيعي‌ خوراكي‌ ماند قارچ‌، كرفس‌، كنگر، ريواس‌، خوژه‌ و... به‌ هر دو صورت‌ تازه‌ و خشك‌ كرده‌، بسيار استفاده‌ مي‌كنند الگوهاي‌ غذايي‌ و مواد تشكيل‌ دهندة‌ آن‌ در ميان‌ كردها بسيار ساده‌ و از موادي‌ تشكيل‌ مي‌شود كه‌ در دسترس‌ خانوارها قرار دارد.

 از پنير ممتاز كوهستان‌هاي‌ كردستان‌، شير، عسل‌، درختان‌ گردو و انجير آنجا و اشتغال‌ مردمان‌ به‌ نگه‌داري‌ گوسفند «اصطخري‌» در قرن‌ چهارم‌ ه . ق‌ سخن‌ گفته‌ است‌.

 عمده‌ترين‌ خوراك‌ در ميان‌ كردان‌ عبارت‌ است‌ از:

 ـ پلو كه‌ به‌ صورت‌ كته‌ يا شله‌ برنج‌ با گوشت‌ پخته‌ تهيه‌ مي‌شود.

 ـ «دوغه‌وا» يا آش‌ دوغ‌ (دوغ‌با) كه‌ در آن‌ كوفته‌ ريزه‌ هم‌ مي‌ريزند و از نخود، كمي‌ سبزي‌ خشك‌ شده‌ با برنج‌ و بلغور تشكيل‌ مي‌شود.

 ـ ساوار، كه‌ از گندم‌ جوشانده‌ و خشك‌ و آرد شده‌ با افزودن‌ كره‌ مي‌پزند.

 ـ گردول‌، خوراكي‌ است‌ ك‌ از برنج‌ يا ارزن‌ پخته‌ شده‌ در دوغ‌ با افزودن‌ مغز گردو و گياهان‌ معطر درست‌ مي‌شود.

 ـ ترخينه‌، عبارت‌ از برنج‌ يا گندم‌ پخته‌ همراه‌ با ادويه‌ و ترشي‌ است‌.

 ـ شله‌گنيم‌، با گندم‌ خرد شده‌ (مره‌كه‌) و گوشت‌ قورمه‌ و كره‌ مي‌پزند.

 ـ دوخين‌ يا آش‌ گزنه، كه‌ از گندم‌ و جو پخته‌ شده‌ در دوغ‌ (هيزان‌) همراه‌ با گياهان‌ معطر مانند پونه‌، كاكوتي‌، از گزنه‌ و برگه‌ شلغم‌ تهيه‌ مي‌شود.

 ـ هتيمچه‌ با گوشت‌ گوسفند، حبوبات‌ و سبزي‌ درست‌ مي‌شود.

 ـ شل‌ كينه، تركيبي‌ از آرد، شير، تخم‌مرغ‌ و شكر است‌.

 ـ شوروا، غذايي‌ مخصوص‌ تهيدستان‌ و فقرا است‌ و از برنج‌، ارزن‌ يا عدس‌ آب‌پز تهيه‌ مي‌شود.

 ـ گرماو، اين‌ خوراك‌ نيز مخصوص‌ خانواده‌هاي‌ فقير و عبارت‌ از بلغور (مره‌كه‌) آب‌پز است‌.

 ـ رشته‌پلو، پلويي‌ است‌ آميخته‌ با رشته‌اي‌ از خمير گندم‌ كه‌ قبلاً سرخ‌ شده‌ و در مشك‌ نگه‌داري‌ مي‌شود. اين‌ پلو بدون‌ خورش‌ خورده‌ مي‌شود.

 ـ رشته‌ رون‌ يا رشته‌ روغن‌ كه‌ عبارت‌ از رشته‌ سرخ‌ و پخته‌ شده‌ در دوغ‌ است‌.

 ـ يك‌ آبه‌ كه‌ از برنج‌ قورمه‌ و پياز داغ‌ تهيه‌ مي‌شود.

 ـ آش‌ كردي‌ يا پرشتين‌ كه‌ با گندم‌ خيسانده‌اي‌ كه‌ خشك‌ و بلغور شده‌ تهيه‌ مي‌شود.

 ـ شلغم‌ ترش‌ يا شلغم‌ باغي‌ كه‌ از نخود، لوبيا، گردو و برگه‌ زردآلو تهيه‌ مي‌شود.

 ـ كلانه، كه‌ تركيبي‌ از نان‌ و پيازچه‌ با كره‌ محلي‌ است‌.

 ـ فرآورده‌هاي‌ لبني‌ كه‌ غالباً خوراك‌ عشاير كوچ‌نشين‌ است‌ و شامل‌ پنير، ماست‌، زازي‌ (دوغ‌ جوشانده‌)، لور (شير جوشانده‌ و بريده‌)، سه‌رتو (خامه‌ و سرشير) و كشك‌ است‌.

 ـ بريان‌ يا كباب‌ كردي‌، كه‌ در جشن‌ها و يا براي‌ پذيرايي‌ از ميهمانان‌ به‌ كار مي‌رود. اين‌ خوراك‌ به‌ ويژه‌ در ميان‌ دام‌داران‌، عشاير و شكارچيان‌ رواج‌ دارد. براي‌ تهيه‌ آن‌ بره‌ يا بزغاله‌ چند ماهه‌ (كهره‌) ذبح‌ شده‌ را پوست‌ مي‌كنند، در چند قطعه‌ بزرگ‌ به‌ سيخ‌ دراز آهني‌ يا چوبي‌ مي‌كشند و روي‌ آتش‌، سرخ‌ و كباب‌ مي‌كنند. اين‌ كباب‌ از گوشت‌ شكار، كبك‌، تيهو و ساير پرندگان‌ شكاري‌ نيز تهيه‌ مي‌شود.

 مرغ‌، كبك‌ و تيهوي‌ سرخ‌ شده‌ در روغن‌ همراه‌ پلو، كباب‌ قارج‌ كوهي‌، خورش‌ كرفس‌، كنگر كوهي‌ و كنگر ماست‌ و دلمه‌ كوفته‌ شور (كوفته‌ برنجي‌) از ديگر غذاهاي‌ محلي‌ كردي‌ است‌.

 گاهشماري

 قوم‌ ماد در مناطق‌ مختلف‌ ايران‌، به‌ ويژه‌ در منطقه‌ غرب‌ پراكنده‌ بود گستردگي‌ قلمرو سكونت‌ اين‌ قوم‌ و تنوع‌ اقليم‌ آن‌ سبب‌ شد كه‌ مورخين‌ براي‌ تنظيم‌ اقتصاد، معيشت‌ و تطبيق‌ فعاليت‌هاي‌ خود با آن‌، چند نوع‌ تقويم‌ را پديد آورند. در نواحي‌ مرتفع‌ شمالي‌ تقويم‌ شباني‌ بر مبناي‌ محاسبات‌ خورشيدي‌ و در نواحي‌ پست‌تر جنوبي‌ تقويم‌ زراعتي‌ بر مبناي‌ گردش‌ ماه‌ و طلوع‌ ستاره‌ سهيل‌ به‌ وجود آمد عشاير كوچ‌رو، ييلاق‌ و قشلاق‌ خود را براساس‌ فصل‌ خورشيدي‌ تنظيم‌ مي‌كردند.

 نزد عشاير كوچ‌رو جنوب‌، بهار كردي‌ از 15 بهمن‌ماه‌ و زمستان‌ كردي‌ از 15 آبان‌ ماه‌ آغاز مي‌شود. آثار اين‌ نوع‌ تقسيم‌بندي‌ و تقويم‌ برگرفته‌ از سرشت‌ طبيعت‌ را هنوز مي‌توان‌ با وجود گذشت‌ قرون‌ متمادي‌، در رفتارهاي‌ زباني‌ اقوام‌ ساكن‌ زاگرس‌ و پيرامون‌ آن‌ مشاهده‌ كرد.

 فصول‌ مختلف‌ سال‌ در كردستان‌ شامل‌ به‌هار (بهار)، هاوين‌ (تابستان‌)، پائيز (پاييز) و جستاين‌ يا زستان‌ (زمستان‌) است‌. برخي‌ از طوايف‌ كرد مانند شكري‌ها، شروع‌ سال‌ را اول‌ پاييز يم‌ دانند و از اول‌ پاييز تا پاييز سال‌ بعد را يك‌ سال‌ورز مي‌گويند كه‌ يك‌ سال‌ كشاورزي‌ است‌.

 ماه‌هاي‌ كردي‌ در طوايف‌ مختلف‌، نام‌هاي‌ گوناگون‌ دارد كه‌ در هر حال‌ توصيفي‌ از فصول‌ مختلف‌ سال‌ و با الهام‌ از ندگي‌ گياهان‌، جانوران‌ و آداب‌ كشاورزي‌ و گله‌داري‌ است‌.

 فروردين‌ ماه‌ را «جژنانه‌» مي‌گويند و ماه‌ جشن‌ است‌. از اين‌ ماه‌ در برخي‌ از نقاط‌ كردنشين‌ با عنوان‌ «خاكه‌ليوه‌» نيز ياد مي‌شود.

 ارديبهشت‌ ماه‌ را «گولان‌» (ماه‌ وسط‌ بهار) يا «بانه‌مز» مي‌گويند كه‌ به‌ معناي‌ رفتن‌ گوسفندان‌ به‌ ييلاق‌ است‌. اين‌ ماه‌ را «شيست‌ باران‌» كه‌ همان‌ شست‌ باران‌ است‌، نيز مي‌نامند. «باره‌بران‌» به‌ مناي‌ پرش‌ قوچ‌ و «تارا» نيز از ديگر نام‌هاي‌ اين‌ ماه‌ است‌. برخي‌ معتقدند در اين‌ ماه‌ انسان‌ دچار تنبلي‌ مي‌شود و به‌ خواب‌ تمايل‌ بيشتري‌ پيدا مي‌كند و اگر بخوابد تا آخر سال‌ تنبل‌ و بيكار خواهد بود. اين‌ ماه‌ را در برخي‌ از روستاها، «بخته‌باران‌» نيز مي‌گويند و معتقدند كه‌ بارش‌ باران‌ در اين‌ ماه‌ قطعي‌ نيست‌.

 خرداد را «زردان‌» يا «ئاخر مانگ‌ باهار» (ماه‌ آخر بهار) مي‌نامند. زردان‌ به‌ معني‌ زردي‌هاي‌ و نشانه‌ زرد شدن‌ گياه‌، به‌ ويژه‌ جو است‌. از همين‌ رو اين‌ ماه‌ جوزردان‌ نيز ناميده‌ مي‌شود. در بعضي‌ روستاها به‌ اين‌ ماه‌ «ئالف‌ دروين‌» به‌ معني‌ ماه‌ جمع‌ كردن‌ علف‌، نيز مي‌گويند.

 تيرماه‌ را «پوشير» يا «ئه‌ول‌ مانگ‌ هاوين‌» (ماه‌ اول‌ تابستان‌) مي‌گويند در اين‌ ماه‌، كار جدا كردن‌ كاه‌ از دانه‌ گندم‌ انجام‌ مي‌شود. اهالي‌ معتقدند در اين‌ ماه‌ گاو و گوسفندان‌ زياي‌ دچار مرگ‌ و مير مي‌شوند و از اين‌رو نام‌ ديگر اين‌ ماه‌ در بين‌ مردم‌ «مندار مانگ‌» يا «مردار مانگ‌» است‌.

 مردادماه‌ را «گله‌لاويژ» يا «ناوراسي‌ مانگ‌ هاوين‌» (ماه‌ وسط‌ تابستان‌) نيز مي‌گويند. «گه‌لاويژ» به‌ معني‌ توده‌ محصول‌ و نيز نام‌ ستاره‌اي‌ است‌ كه‌ يك‌ بار در اين‌ ماه‌ و بار ديگر 45 روز پس‌ از شروع‌ زمستان‌ در آسمان‌ پديدار مي‌شود.

 شهريورماه‌ را «نوخشان‌» يا «ئاخر مانگ‌ هاوين‌» (ماه‌ آخر تابستان‌) مي‌گويند. نوخشان‌ به‌ معني‌ بهره‌مند شدن‌ است‌ و مقصود بهره‌وري‌ از زراعت‌ و دام‌ است‌. برخي‌ به‌ آن‌ نوخشان‌ به‌ معني‌ بهره‌وري‌ نو لقب‌ داده‌اند. نام‌ ديگر اين‌ ماه‌ «خرامان‌» به‌ معني‌ خرس‌ها است‌ كه‌ بساط‌ خرمن‌كوبي‌ در آن‌ فراهم‌ مي‌شود.

 مهرماه‌ را «بران‌» مي‌گويند. بر به‌ دو معني‌ بهره‌ و قوچ‌ است‌. نام‌ ديگر اين‌ ماه‌ «رزه‌بر» به‌ معني‌ بر و ميوه‌، با توجه‌ به‌ مراسم‌ انگورچيني‌ است‌.

 آبان‌ را «خه‌رزان‌» كه‌ همان‌ خزان‌ است‌ مي‌نامند. نام‌هاي‌ ديگر اين‌ ماه‌ «خزلور» به‌ مغعني‌ برگ‌ زرد و «باور» به‌ معني‌ ماهي‌ كه‌ در آن‌ برگ‌ريزان‌ مي‌شود، است‌. شكارچيان‌ اين‌ ماه‌ را «كوييوار» مي‌نامند كه‌ به‌ معناي‌ زماني‌ است‌ كه‌ كبك‌ به‌ نواحي‌ گرمسير كوچ‌ مي‌كنند.

 آذرماه‌ «ساران‌» ناميده‌ مي‌شودت‌ ساران‌ به‌ معناي‌ سردي‌ها است‌. به‌ اين‌ ماه‌ «سه‌رماوز» به‌ معني‌ وزيدن‌ و آغاز سرما نيز مي‌گويند.

 دي‌ماه‌ را «بقران‌» يا ئاول‌ مانگ‌ زستان‌» نيز مي‌گويند. نام‌ ديگر اين‌ ماه‌ «بفرانبار» يا «بفرامبار» به‌ معني‌ انبار برف‌ است‌. «بفراوان‌» به‌ معني‌ برف‌ زياد و «هول‌» به‌ معني‌ اول‌ زمستان‌ است‌.

 اسفندماه‌ را برخي‌ «ره‌شه‌مه‌» و «ئاخر مانگ‌ زمستان‌» نيز مي‌گويند و معتقدند كه‌ در اين‌ ماه‌ سياهي‌ از دل‌ برف‌ سر بر مي‌آورد. اين‌ ماه‌ را در برخي‌ از مناطق‌ كردستان‌ نوروز ماه‌ ناميده‌اند، از اين‌رو مقدمات‌ كشاورزي‌ و خانه‌ تكاني‌ در اين‌ ماه‌ انجام‌ مي‌شود.

 در نقاط‌ كردنشين‌ دام‌داران‌ تاريخ‌ و سن‌ خود را بر مبناي‌ قشلاق‌ و ييلاق‌ تعيين‌ مي‌كنند و واحد شمارش‌ زمان‌ براي‌ آنها ييلاق‌ و قشلاق‌ است‌، بيشتر محاسبات‌ و روزشمار كردها، خورشيدي‌ است‌ و حساب‌ قمري‌ جز براي‌ محاسبه‌ ماه‌ رمضان‌، عيدهاي‌ فطر، قربان‌ و ميلاد مسعود حضرت‌ رسول‌ (ص‌) چندام‌ كاربردي‌ ندارد. بخشي‌ از حساب‌ روزشمار آنها بر مبناي‌ رومياست‌.

سوغات

 بيشتر توليدات‌ هنرهاي‌ سنتي‌ و به‌ ويژه‌ صنايع‌ دستي‌ استان‌، شامل‌ فرش‌، گليم‌، سجاده‌، نمد و نازك‌كاري‌ و زيورآلات‌ كردي‌ به‌ عنوان‌ سوغات‌ اين‌ استان‌ محسوب‌ مي‌شود شايد بتوان‌ گفت‌ بعد از فرش‌، مهم‌ترين‌ سوغات‌ استان‌ تخته‌ نرد و صفحه‌ شطرنج‌ است‌ كه‌ توسط‌ هنرمندان‌ حرفه‌اي‌ اين‌ ديار ساخته‌ و روانة‌ بازار مي‌شود.

عشاير

 در تركيب‌ جمعيت‌ استان‌ كردستان‌، جامعه‌ عشايري‌ جايگاه‌ ويژه‌اي‌ دارد. عشاير اين‌ استان‌ از طوايف‌ قديمي‌ كرد هستند كه‌ با زبان‌ كردي‌ سخن‌ مي‌گويند و بيشتر آنها اسكان‌ يافته‌اند و عمدتاً به‌ دام‌پروري‌ مي‌پردازند عشاير اين‌ استان‌ بيشتر در مناطق‌ بانه‌، سقز، مريوان‌، ديواندره‌، سنندج‌ و اورامانات‌ كه‌ كوهستان‌هاي‌ بلند و دره‌هاي‌ عميق‌ دارد به‌ سر مي‌برند. كوچ‌ اين‌ طوايف‌، كوتاه‌ و محدود است‌ و غالباً در كوهپايه‌هاي‌ محل‌ زندگي‌ خود رمه‌گرداني‌ مي‌كنند. مهم‌ترين‌ ايلات‌ كردستان‌ عبارتند از: شيخ‌ اسماعيلي‌، دراجي‌، سورسوري‌، لك‌، كوماسي‌، گلباغي‌، منمي‌ و قال‌قالي‌.